خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل، به ناتوانی و حسرت انسان در برابر آرزوهای دستنیافتنی میپردازد. شاعر با اشاره به خیالهای بیپایه، عشق ناکام و تهیدستی حسرت، تصویری از انسان درمانده و در عین حال دیوانهوار خوشحال در وضعیتی ناممکن ترسیم میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند ناکامی و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸۳ - بیدل چه سراید به خیالی که ندارد
بیدل چه سراید به خیالی که ندارد
شوخی چه کند با پر و بالی که ندارد ۱
رسواست به خود تهمت بیکاری عاشق
کو در دو جهان فکر محالی که ندارد ۲
سوداگر درد است تهیدستی حسرت
پر محتشمی کرده ز مالی که ندارد ۳
دیوانه ندیدیم چو بیعار اسیرت
خوشحال نشسته است به حالی که ندارد ۴
شوخی چه کند با پر و بالی که ندارد ۱
رسواست به خود تهمت بیکاری عاشق
کو در دو جهان فکر محالی که ندارد ۲
سوداگر درد است تهیدستی حسرت
پر محتشمی کرده ز مالی که ندارد ۳
دیوانه ندیدیم چو بیعار اسیرت
خوشحال نشسته است به حالی که ندارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - دل ما زخمی از مرهم ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - غبار عاشق اکسیر وفا در آستین دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.