خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند محبت، رشک، غیرت، و شهید سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات درونی خود را بیان میکند. در این شعر، عناصری مانند گل، خاک شهید، شمع، بلبل، و پروانه به کار رفتهاند که بر عمق عاطفی و معنوی شعر میافزایند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۴۵۳ - چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
رگ مژگان گشاید سیل آتش در جگر بندد ۱
چنان از تاب رشک دوستان بر خویش می پیچم
که خون غیرتم چون رشته دست نیشتر بندد ۲
چو گل خاک شهید لعل او شادابیی دارد
غبار تربت ما راه بر آب گهر بندد ۳
(بود) شمع بساط خاطرم بازیچه طفلی
که بال بلبل و پروانه را بر یکدگر بندد ۴
گدازد جلوه گلزار بویان چون قبا پوشد
گشاید خاطر زنار مویان چون کمر بندد ۵
رگ مژگان گشاید سیل آتش در جگر بندد ۱
چنان از تاب رشک دوستان بر خویش می پیچم
که خون غیرتم چون رشته دست نیشتر بندد ۲
چو گل خاک شهید لعل او شادابیی دارد
غبار تربت ما راه بر آب گهر بندد ۳
(بود) شمع بساط خاطرم بازیچه طفلی
که بال بلبل و پروانه را بر یکدگر بندد ۴
گدازد جلوه گلزار بویان چون قبا پوشد
گشاید خاطر زنار مویان چون کمر بندد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - ز خون دل چه قدرها چمن حنا بندد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - دلی نسیم به عید بهار می بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.