این متن شعری عرفانی است که به عشق الهی و تأثیر آن بر دل و جان انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی تنها به افراد خاصی تعلق میگیرد و خیال معشوق به آسانی تسلیم نمیشود. همچنین، او از وابستگی به این عشق و ناتوانی در رهایی از آن سخن میگوید و تأکید میکند که تنها با پاکی نیت میتوان از دام این عشق رها شد. در نهایت، شاعر به باقی ماندن اثر عشق در دل اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۴۳۷ - عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
صیدی است خیالت که به کس رام نگردد ۱
عشقت نگذارد که زنم فال رهایی
تا پاکی نیت ورق دام نگردد ۲
خواهم که برافتد ز جهان رسم دعا هم
تا هیچ زبان محرم آن نام نگردد ۳
بی زحمت ایام کند کامروایی
تا غیر تو را در دل خودکام نگردد ۴
بیتابی اگر شیوه سیماب نباشد
منت کش رسوایی آرام نگردد ۵
بیدل شد اسیر و اثر عشق تو باقی است
کیفیت می در گرو جام نگردد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.