خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعات عشق، پاکی دل، و تأثیرات احساسی عمیق میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی به ناپاکی نمیافتد و ارزشش را ندارد که به چیزهای بیارزش اختصاص یابد. همچنین، او به اهمیت دیدگاه پاک و تأثیر آن در درک زیباییهای زندگی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۲۹ - آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
حیف این شعله نباشد که به خاشاک افتد ۱
هر چه آید به نظر عکسی از آیینه اوست
چه بهشتی است اگر چشم دلی پاک افتد ۲
به از آن ناله که مخمور کشد از دل شب
آتشی نیست که در سلسله تاک افتد ۳
چه گلابی که ز حسرت نکشد حیرانی
دیده چون برگل آن روی عرقناک افتد ۴
چه بگویم به تو ناصح که شود راضی اسیر
آتش رشک به جان تو هوسناک افتد ۵
حیف این شعله نباشد که به خاشاک افتد ۱
هر چه آید به نظر عکسی از آیینه اوست
چه بهشتی است اگر چشم دلی پاک افتد ۲
به از آن ناله که مخمور کشد از دل شب
آتشی نیست که در سلسله تاک افتد ۳
چه گلابی که ز حسرت نکشد حیرانی
دیده چون برگل آن روی عرقناک افتد ۴
چه بگویم به تو ناصح که شود راضی اسیر
آتش رشک به جان تو هوسناک افتد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۸ - ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۰ - گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.