خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و انتظار سخن می‌گوید، با تصاویری از طبیعت مانند گل، صبح و شراب تماشا. شاعر از حسرت و دل‌بستگی خود می‌گوید و از سوختن در فراق یار. حضور آفتاب و چراغ صبح به عنوان نمادهایی از امید و روشنایی در دل تاریکی شب نیز دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و سوختن در عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰۸ - گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح

گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
پر گشته از شراب تماشا ایاغ صبح ۱

کافر به حسرت دل بیتاب من مباد
پر سوختم به ناحیه شام داغ صبح ۲

شب را کسی به خواب نبیند چو آفتاب
روشن اگر ز روی تو گردد چراغ صبح ۳

از بسکه انتظار کشیدیم سوختیم
در سینه دل گداخته ام چون چراغ صبح ۴

هر شب که عزم روی تو کردم اسیروار
از گرد راه خویش گرفتم سراغ صبح ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - آن میگساری شب و این دور باش صبح
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.