جوانی از پیری درباره زندگی در دوران پیری میپرسد. پیر پاسخ میدهد که معنای زندگی در پیری را فقط در آن زمان میتوان فهمید. او به جوان هشدار میدهد که از جوانی خود به خوبی استفاده کند، زیرا این دوران زودگذر است و نباید فرصتها را از دست داد. پیر همچنین از تجربیات خود میگوید که چگونه سرمایهاش را از دست داد و به ناتوانی رسید.
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و پندهای اخلاقی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
ناتوان
که چون است با پیریت زندگانی ۱
بگفت اندرین نامه حرفی است مبهم
که معنیش جز وقت پیری ندانی ۲
تو، به کز توانایی خویش گویی
چه میپرسی از دورهی ناتوانی ۳
جوانی نکودار، کاین مرغ زیبا
نماند در این خانهی استخوانی ۴
متاعی که من رایگان دادم از کف
تو گر میتوانی، مده رایگانی ۵
هر آن سرگرانی که من کردم اول
جهان کرد از آن بیشتر، سرگرانی ۶
چو سرمایهام سوخت، از کار ماندم
که بازی است، بیمایه بازارگانی ۷
از آن برد گنج مرا، دزد گیتی
که در خواب بودم گه پاسبانی ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
ببخشید میخواستم بدونم قالب این شعر از پروین اعتصامی چیست؟؟؟
سلام. قالب این شعر "قطعه" است. اشکالی در کلمه آخر مصرع دوم بیت اول وجود داشت که اصلاح شد.
سلام میخواستم بدونم که مفهوم کلی این شعر چیه؟؟
سلام. مفهوم کلی قدر دانستن ایام جوانی و نیرومندی است. به طور عام تر می توان این شعر را توصیه به بهره برداری مناسب از داشته ها دانست. از تمام توانمندی های خود به بهترین شکل استفاده کنیم پیش از آنکه آنها را از دست بدهیم.