خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، احساسات شاعر را درباره عشق، جدایی، و دردهای روحی بیان میکند. شاعر از زیبایی معشوق، غم غربت، و ناتوانی در فراموشی یاد میکند و از اشک و آه به عنوان نشانههای عشق و اندوه سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت، مرگ و عشق سوزان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۹۲ - شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
شوق لبت ز غنچه گلاب سخن گرفت ۱
بر ناتوانیم نگر و حال دل مپرس
بیچاره چون فتاد ز پا دست من گرفت ۲
یاد تو شمع بزم تماشاییان مباد
آهم ره خیال به صد انجمن گرفت ۳
بی او رواج تنگدلی اینقدر بس است
اشکم فضای خنده گل از چمن گرفت ۴
خواب عدم خیال و فریب اجل محال
نتوان به حیله نقد وفا را ز من گرفت ۵
در جوش آب و آتش عشق است هر چه هست
از قطره می توان سبق سوختن گرفت ۶
مستی که کرد صید تذرو خیال او
اندیشه را به سیر گل و یاسمن گرفت ۷
آوارگی است منزل آسودگی اسیر
غربت کشید هر که سراغ وطن گرفت ۸
شوق لبت ز غنچه گلاب سخن گرفت ۱
بر ناتوانیم نگر و حال دل مپرس
بیچاره چون فتاد ز پا دست من گرفت ۲
یاد تو شمع بزم تماشاییان مباد
آهم ره خیال به صد انجمن گرفت ۳
بی او رواج تنگدلی اینقدر بس است
اشکم فضای خنده گل از چمن گرفت ۴
خواب عدم خیال و فریب اجل محال
نتوان به حیله نقد وفا را ز من گرفت ۵
در جوش آب و آتش عشق است هر چه هست
از قطره می توان سبق سوختن گرفت ۶
مستی که کرد صید تذرو خیال او
اندیشه را به سیر گل و یاسمن گرفت ۷
آوارگی است منزل آسودگی اسیر
غربت کشید هر که سراغ وطن گرفت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - لاله به کف جام دمیدن گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.