خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه درونی خود میگوید که همچون ریشهای در دلش باقی مانده است. او به مینوشی و سختیهای زندگی عادت کرده و دیگر نمیتواند احساسات واقعی خود را تشخیص دهد. با این حال، عشق به معشوق در دلش باقی است و تا آخرین لحظهی زندگی، این عشق پابرجاست.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشاره به مینوشی و غمهای درونی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۳۲۷ - هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست ۱
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست ۲
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست ۳
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست ۴
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست ۱
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست ۲
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست ۳
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - اگر ستم کند امید احترامی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.