خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تغییرات ناگهانی و نامطلوب در اطراف خود شکایت میکند. او از کمبود عشق و محبت، سکوت و بیزبانی، و شوخیهای ظالمانه زمانه مینالد. همچنین، از تأخیر در رسیدن بهار و نابودی امیدها سخن میگوید و در نهایت، به اسارت عقل و حوصله اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و استعاری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۷۶ - به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
به دور ما نگه مشفقانه را چه شده است
به قحط سال تمنا خزانه را چه شده است ۱
چرا زحرف لبت جان به گفتگو ندهم
نجابت گهر این ترانه را چه شده است ۲
ز جلوه در و دیوار خنده می بارد
ستم ظریفی شوخ زمانه را چه شده است ۳
رسیده از ندمیدن بهار ما به بهار
ز ریشه دود برآورده دانه را چه شده است ۴
تو از کجا و شکایت ز روزگار کجا
اسیر حوصله عاقلانه را چه شده است ۵
به قحط سال تمنا خزانه را چه شده است ۱
چرا زحرف لبت جان به گفتگو ندهم
نجابت گهر این ترانه را چه شده است ۲
ز جلوه در و دیوار خنده می بارد
ستم ظریفی شوخ زمانه را چه شده است ۳
رسیده از ندمیدن بهار ما به بهار
ز ریشه دود برآورده دانه را چه شده است ۴
تو از کجا و شکایت ز روزگار کجا
اسیر حوصله عاقلانه را چه شده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - دلم از یاد تو خندان شده است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.