خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید، با تصاویری مانند باد صبا، خورشید، شبنم، و گلشن که نماد عشق و زیبایی هستند. شاعر از سرگشتگی و جستجوی بیپایان خود میگوید و تأثیر عمیق معشوق را بر قلب و روح خود توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷۰ - هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
هر طرف باد صبا زان طره بویی برده است
عضو عضوم را کمند جستجویی برده است ۱
بی نیازی چهره خورشید را ساید به خاک
شبنم این باغ بسیار آبرویی برده است ۲
یک سر مو بر تنم سرگشتگی در کار نیست
جستجوی او مرا هر دم به سویی برده است ۳
گلشن پاک اعتقادی را صفای دیگر است
سایه خارش نصیب از رنگ و بویی برده است ۴
کرده از چشمش تمنای نگاه گرم اسیر
تا مزار دل چراغ آرزویی برده است ۵
عضو عضوم را کمند جستجویی برده است ۱
بی نیازی چهره خورشید را ساید به خاک
شبنم این باغ بسیار آبرویی برده است ۲
یک سر مو بر تنم سرگشتگی در کار نیست
جستجوی او مرا هر دم به سویی برده است ۳
گلشن پاک اعتقادی را صفای دیگر است
سایه خارش نصیب از رنگ و بویی برده است ۴
کرده از چشمش تمنای نگاه گرم اسیر
تا مزار دل چراغ آرزویی برده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - کدام شوق به راه دویدن افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - نه همین از دوری احباب داغم کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.