خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناتوانی و کم‌بختی خود می‌گوید و بیان می‌کند که نه تنها دستش از رسیدن به آرزوهایش کوتاه است، بلکه حتی امکانات و فرصت‌هایش نیز محدود هستند. او از عشق ناکام، ناامیدی و بی‌پناهی سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۷ - بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست

بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
از گل بخت من اقبال زمین هم کوته است ۱

نیست تنها دست من کوتاه از دامان داغ
بهر پنهان کردن داغ آستین هم کوته است ۲

گر پریشان شد ز پیچ و تاب این درهم مباش
از خم آن جعد مشکین دست چین هم کوته است ۳

چون عنان کی دست او بوسم که مانند رکاب
دست امید من از دامان زین هم کوته است ۴

چون کنم دریوزه آتش برای سوختن
دستم از دامان خاکستر نشین هم کوته است ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - به جنون عشق مایل افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.