خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حشر آرام، شاعر معاصر، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، احساسات درونی شاعر مانند درد، عشق، رنج و خشم را بیان میکند. او از عناصری مانند آتش، زهر، گل، آینه و زندان برای توصیف حالات روحی خود استفاده میکند.
متن از استعارهها و مفاهیم پیچیدهای استفاده میکند که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و خشم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۵۱ - حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
زهره زهر نما باده سر جوش من است؟ ۱
خندد از چهره خارم گل رخسار کسی
همچو دل آینه ای در بغل هوش من است ۲
تا مروت نکشد خجلت رسوایی خویش
قفل زندان شکایت لب خاموش من است ۳
گریه در پرده غیرت چقدر خنده نماست
خون خود خوردن و گلرنگ شدن جوش من است ۴
زهره زهر نما باده سر جوش من است؟ ۱
خندد از چهره خارم گل رخسار کسی
همچو دل آینه ای در بغل هوش من است ۲
تا مروت نکشد خجلت رسوایی خویش
قفل زندان شکایت لب خاموش من است ۳
گریه در پرده غیرت چقدر خنده نماست
خون خود خوردن و گلرنگ شدن جوش من است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - خرابه گرد فلک احتشام آه من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.