این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و روحانی است. شاعر ترجیح میدهد که شب وصل بدون مهتاب باشد، چرا که حضور معشوق به تنهایی کافی است. او از شور و هیجان عشق میگوید و اینکه دلهای بیتاب در بزم عشق بهتر میدرخشند. همچنین، اشاراتی به عناصر طبیعت مانند موج، پروانه، کبوتر، و سیلاب دارد که نمادهای عشق و اضطراب هستند. در نهایت، شاعر از شراب عشق میگوید که اضطراب دل را میریزد و ساغر عشق را به چشمهای سیماب تشبیه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۷۸ - گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
دیده شور فلک در خواب باشد بهتر است ۱
صبح نا محرم اگر در خواب باشد بهتر است
موج می پروانه مهتاب باشد بهتر است ۲
حیرت خاموشیم رسوای عالم می کند
دل اگر در بزم او بیتاب باشد بهتر است ۳
گریه ام بال کبوتر را به طوفان می دهد
قاصد مکتوب چون سیلاب باشد بهتر است ۴
شرطه بی پرواست کشتی را به ساحل می برد
ناخدای بحر دل گرداب باشد بهتر است ۵
اضطراب دل شراب عیش می ریزد اسیر
ساغر ما چشمه سیماب باشد بهتر است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.