خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نشانههای عشق و رنج در جهان سخن میگوید. شاعر از آتشکدهها، بتکدهها و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. اضطراب، شوق، عشق و جنون از موضوعات اصلی این شعر هستند. شاعر در نهایت به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند که در همه جا قابل مشاهده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۸ - از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
از هر آتشکده ای سینه فگاری پیداست
خاطر نازکی از هر سر خاری پیداست ۱
هر دلی بتکده نقش و نگاری دارد
من و آن نقش که از چهره یاری پیداست ۲
صیدگاه دلم آیا ورق جلوه کیست
که ز هر نقش قدم زخم شکاری پیداست ۳
چه توان کرد که در عالم بی بال و پری
جوهر ذره ز هر مشت غباری پیداست ۴
اضطرابم دگر از باده تمکین سرشار
شوخیش داده به خود باز قراری پیداست ۵
می توان نقش زد افسردگی از چهره خصم
نگهش همچو غباری ز مزاری پیداست ۶
سیرها می کنم از آینه عشق و جنون
هر طرف می نگرم باغ و بهاری پیداست ۷
کوهساری است جنون در نظر شوق اسیر
که ز هر دامن او ابر بهاری پیداست ۸
خاطر نازکی از هر سر خاری پیداست ۱
هر دلی بتکده نقش و نگاری دارد
من و آن نقش که از چهره یاری پیداست ۲
صیدگاه دلم آیا ورق جلوه کیست
که ز هر نقش قدم زخم شکاری پیداست ۳
چه توان کرد که در عالم بی بال و پری
جوهر ذره ز هر مشت غباری پیداست ۴
اضطرابم دگر از باده تمکین سرشار
شوخیش داده به خود باز قراری پیداست ۵
می توان نقش زد افسردگی از چهره خصم
نگهش همچو غباری ز مزاری پیداست ۶
سیرها می کنم از آینه عشق و جنون
هر طرف می نگرم باغ و بهاری پیداست ۷
کوهساری است جنون در نظر شوق اسیر
که ز هر دامن او ابر بهاری پیداست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - آتش نسبی از نفسم ظاهر و پیداست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.