خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساسات عمیق و متضاد خود مانند غم، حیرت، و حسرت سخن می‌گوید. او از دوری از هویت مذهبی و شخصی خود می‌گوید و احساس بی‌قراری و پریشانی دارد. همچنین، از تضادهای درونی و عشق آشفته خود یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی این شعر نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۷ - رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست

رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
خاکم به باد رفت و گرانجانیم به جاست ۱

حیرت پرست یاد تو بودم جنون رسید
از یاد خویش رفتم و حیرانیم به جاست ۲

در دیده نقش کعبه و در دل هوای دیر
هرگز نه کافری نه مسلمانیم به جاست ۳

معمورتر زخانه آیینه گر شوم
در دل غبار حسرت ویرانیم به جاست ۴

از گریه پر غبار مرا گل مکن اسیر
غافل مشو که ذوق پریشانیم به جاست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.