خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مستی و بیخبری خود و دیگران سخن میگوید و این حالت را به یاد نگاه معشوق نسبت میدهد. او توصیف میکند که چگونه نگاه معشوق او و حتی محیط اطرافش را مست کرده است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند مستی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۱۵۱ - گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است ۱
به یاد چشم او جامی کشیدم
در و دیوار این کاشانه مست است ۲
دل دیوانه از چشم تو شد مست
که بد مست از گل پیمانه مست است ۳
نگاه گرم او در خواب دیده
اگر گوید اسیر افسانه مست است ۴
خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است ۱
به یاد چشم او جامی کشیدم
در و دیوار این کاشانه مست است ۲
دل دیوانه از چشم تو شد مست
که بد مست از گل پیمانه مست است ۳
نگاه گرم او در خواب دیده
اگر گوید اسیر افسانه مست است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - در آتش عشق تو خرد خام نخست است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - از بزم رفتنی که گلستان الفت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.