خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. در این شعر از عناصر طبیعت مانند نسیم، خار صحرا، و گلها برای بیان احساسات استفاده شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۶ - مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
مست نازی نتوان گفت که ما را دریاب
سوی خود بین و دل اهل وفا را دریاب ۱
هر نسیمی که وزد نامه فارغبالی است
خار صحرای جنون باش و هوا را دریاب ۲
این خزانی است که از رشحه گل بسیار است؟
تا به کف آینه داری دل ما را دریاب ۳
آه سرد از تو چه پنهان نفس سوخته است
یک ره این شعله خاشاک نما را دریاب ۴
سوی خود بین و دل اهل وفا را دریاب ۱
هر نسیمی که وزد نامه فارغبالی است
خار صحرای جنون باش و هوا را دریاب ۲
این خزانی است که از رشحه گل بسیار است؟
تا به کف آینه داری دل ما را دریاب ۳
آه سرد از تو چه پنهان نفس سوخته است
یک ره این شعله خاشاک نما را دریاب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - بهار سوختن گردیده شمع بزم ما امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.