خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و حسرت سخن میگوید. او اشاره میکند که حتی باد صبا هم به آشیانهاش نرسیده و کسی ترانههایش را نمیشنود. بهار رفته و تنها گل حسرت به جا مانده است. خاکستر تنها نشانهای از گذشتههای گمشده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۹ - ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
که پی نبرده صبا هم به آشیانه ما ۱
نهاده بر لب ما عشق مهر خاموشی
که گوش کس نکند نوبر ترانه ما ۲
بهار رفت و نچیدیم جز گل حسرت
ز آب گریه مگر سبز گشت دانه ما ۳
ز بهر گمشدگان دگر صبا نگذاشت
دلیل بادیه خاکستر نشانه ما ۴
که پی نبرده صبا هم به آشیانه ما ۱
نهاده بر لب ما عشق مهر خاموشی
که گوش کس نکند نوبر ترانه ما ۲
بهار رفت و نچیدیم جز گل حسرت
ز آب گریه مگر سبز گشت دانه ما ۳
ز بهر گمشدگان دگر صبا نگذاشت
دلیل بادیه خاکستر نشانه ما ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - چه غم دارد دل از اندیشه ما
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - از می دیگر است مستی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.