خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و از احساسات شاعر در نبود معشوق حکایت دارد. تصاویری مانند چراغ خاموششده، آیینه شبنمآلود، و شمع سوخته، همه نشاندهندهی غم و اندوه ناشی از دوری هستند. شاعر از بوی معشوق و تأثیر آن بر روح خود یاد میکند و از حیرت و درماندگی خود در این راه عاشقانه سخن میگوید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۸۴ - تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما
تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما
آیینه شبنمی است زگلهای باغ ما ۱
مست هوا میکده سایه گلیم
داغ است آفتاب ز رشک ایاغ ما ۲
مانند شمع از نگه گرم زنده ایم
جز شعله پنبه کس نگذارد به داغ ما ۳
ممنون بوی پیرهن گل نمی شویم
چون غنچه تا زبوی تو پرشد دماغ ما ۴
از کاهلی مسافرحیرت شدیم اسیر
از عذر لنگ پرس در این ره سراغ ما ۵
آیینه شبنمی است زگلهای باغ ما ۱
مست هوا میکده سایه گلیم
داغ است آفتاب ز رشک ایاغ ما ۲
مانند شمع از نگه گرم زنده ایم
جز شعله پنبه کس نگذارد به داغ ما ۳
ممنون بوی پیرهن گل نمی شویم
چون غنچه تا زبوی تو پرشد دماغ ما ۴
از کاهلی مسافرحیرت شدیم اسیر
از عذر لنگ پرس در این ره سراغ ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.