خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان حالات عاشقانه و روحی شاعر میپردازد که تحت تأثیر عشق و احساسات شدید قرار گرفته است. شاعر از نگاه معشوق، اضطرابهای درونی، و بیقراریهای خود سخن میگوید و اشاره میکند که در این راه حتی آرامش و خواب را از دست داده است. در نهایت، شکرگزاری را تنها راه حل برای این حالات میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از احساسات و مفاهیم شاعرانه نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۷۱ - فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما
فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما
غوغای ناز تا چه کند با حجاب ما ۱
از عشق خاکسار به جایی رسیده ایم
ماییم آسمان و دل است آفتاب ما ۲
افسانه هرزه دردسر خویش می دهد
بیداری خیال کسی برده خواب ما ۳
چون طفل موج رام فراغت نگشته ایم
گردیده مهد راحت ما اضطراب ما ۴
ما جمع و خرج خویش ندانیم غیر شکر
این است اگر ز ما طلبد کس حساب ما ۵
غوغای ناز تا چه کند با حجاب ما ۱
از عشق خاکسار به جایی رسیده ایم
ماییم آسمان و دل است آفتاب ما ۲
افسانه هرزه دردسر خویش می دهد
بیداری خیال کسی برده خواب ما ۳
چون طفل موج رام فراغت نگشته ایم
گردیده مهد راحت ما اضطراب ما ۴
ما جمع و خرج خویش ندانیم غیر شکر
این است اگر ز ما طلبد کس حساب ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.