شاعر در این متن از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از جلوههای انتخابی گلشن و رنگ و بوی گلها میگوید که نباید به باد داده شوند. دلش در سینه میتپد و چشمش از رازها خبر دارد. شاعر از طفلی سخن میگوید که در دامن عاشق خوابیده و از چشمش گفتگوی نیمخوابی را میآموزد. او از ساقی میخواهد که برای امتحانش دردسر ایجاد نکند، چرا که نمیتواند رنج بیحجابی را تحمل کند. شاعر خود را اسیر میداند و از ناصح میخواهد که به تعمیر دلش بپردازد و دیگر آن را خراب نکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بیحجابی' و 'رنجهای عشق' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶۴ - مکن در کار گلشن جلوه های انتخابی را
مده بر باد رنگ و بوی گلهای نقابی را ۱
دلم در سینه تا پر می زند چشمش خبر دارد
نمی دانم کجا آورده این حاضر جوابی را ۲
چه شد طفل است و خوابش می برد در دامن عاشق
ز چشمش یاد گیرد گفتگوی نیم خوابی را ۳
مده دردسر ساقی برای امتحان من
نیارد بر رخم صد جام رنگ بی حجابی را ۴
اسیرم هر چه هستم قایلم ناصح برو بنشین
به تعمیر دلم تا کی دهی زحمت خرابی را ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.