خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از آتش عشق و سوختن در آن مینالد و از ظرافتهای معشوق که او را سوزانده است شکایت دارد. او در حیرت است که چرا معشوق او را اینگونه سوزانده و در عین حال، از یاد او گداخته میشود. شعر ترکیبی از احساسات عمیق عاشقانه، درد هجران، و ستایش معشوق است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۴۸ - گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
افروختی ز باده چها سوختی مرا ۱
نه مست و نه خمار نه هجران و نه وصال
حیرت گدازدم که چرا سوختی مرا ۲
باج ظرافت از همه گلرخان بگیر
آتش زدی چمن چمن افروختی مرا ۳
هم جبهه بهارم و هم سجده خزان
این شیوه ها برای چه آموختی مرا ۴
داد از ستم ظریفی بیداد داد داد!
آتش به دیگری زدی و سوختی مرا ۵
من سینه صاف و چرخ ستمگر کجا برم
این ناله ها که در جگر اندوختی مرا ۶
غیری نبود غیر من و تو به جان تو
در مکتبی که درس دل آموختی مرا ۷
درآتش ار گداخته گردم به یاد تو
باور مکن هنوز که واسوختی مرا ۸
از خجلت شکایت و شکرش کجا روم
پیدا نه حاصلی که تو اندوختی مرا ۹
آتش سلم خرند ز خاکسترم هنوز
از شوخیی که روز ازل سوختی مرا ۱۰
افروختی ز باده چها سوختی مرا ۱
نه مست و نه خمار نه هجران و نه وصال
حیرت گدازدم که چرا سوختی مرا ۲
باج ظرافت از همه گلرخان بگیر
آتش زدی چمن چمن افروختی مرا ۳
هم جبهه بهارم و هم سجده خزان
این شیوه ها برای چه آموختی مرا ۴
داد از ستم ظریفی بیداد داد داد!
آتش به دیگری زدی و سوختی مرا ۵
من سینه صاف و چرخ ستمگر کجا برم
این ناله ها که در جگر اندوختی مرا ۶
غیری نبود غیر من و تو به جان تو
در مکتبی که درس دل آموختی مرا ۷
درآتش ار گداخته گردم به یاد تو
باور مکن هنوز که واسوختی مرا ۸
از خجلت شکایت و شکرش کجا روم
پیدا نه حاصلی که تو اندوختی مرا ۹
آتش سلم خرند ز خاکسترم هنوز
از شوخیی که روز ازل سوختی مرا ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.