خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. او از حیرت، رشک، انتقام و اشکهایش میگوید و چگونه عشق نام خود را بر جبینش نوشته است. در نهایت، او به رنگینکمانی از احساسات در بهار اشاره میکند و چگونه گل و سنبل، صبح و شامش را پر کردهاند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند انتقام و رشک نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳ - بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را
بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را
بر جبین ما نویسد عشق نام خویش را ۱
پیچ و تابم بس نبود از رشک قاصد سوختم
هم نوشتم نامه هم بردم پیام خویش را ۲
شکوه بیجا چرا می کردم از بیداد او
من که از خود می کشیدم انتقام خویش را ۳
داشتم رنگین بهار فرصتی از اشک و آه
وزگل و سنبل گرفتم صبح و شام خویش را ۴
بر جبین ما نویسد عشق نام خویش را ۱
پیچ و تابم بس نبود از رشک قاصد سوختم
هم نوشتم نامه هم بردم پیام خویش را ۲
شکوه بیجا چرا می کردم از بیداد او
من که از خود می کشیدم انتقام خویش را ۳
داشتم رنگین بهار فرصتی از اشک و آه
وزگل و سنبل گرفتم صبح و شام خویش را ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.