خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیان رازهای دل دیوانهاش ناتوان است و احساسات آشفته و عاشقانهاش را توصیف میکند. او از خیالات، گریهها، اضطرابها و ناتوانی در ابراز احساساتش میگوید و به دنبال آرامش و مکانی برای دلِ پرشور خود است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۸ - چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
که خوابم می برد گر سرکنم افسانه خود را ۱
سرانجام خیال توتیای غیرتی دارم
به چشم خود کشم خاکستر پروانه خود را ۲
غبار خاطرم خوش گریه آلود است می خواهم
به سیل اضطراب دل دهم ویرانه خود را ۳
ندارم سجده ای کز عهده خجلت برون آیم
سرکوی وفا یعنی عبادتخانه خود را ۴
کجا صد روزگار از عهده موجی برون آید
جلو ریزی دهم گر گریه مستانه خود را ۵
نمی دانم کجا پیدا کنم چندان دل دعوی
بیارایم اگر از بهر او کاشانه خود را ۶
اسیر امشب نمی دانم چه گفتم یا چه ها کردم
دل دیوانه خود را دل دیوانه خود را ۷
که خوابم می برد گر سرکنم افسانه خود را ۱
سرانجام خیال توتیای غیرتی دارم
به چشم خود کشم خاکستر پروانه خود را ۲
غبار خاطرم خوش گریه آلود است می خواهم
به سیل اضطراب دل دهم ویرانه خود را ۳
ندارم سجده ای کز عهده خجلت برون آیم
سرکوی وفا یعنی عبادتخانه خود را ۴
کجا صد روزگار از عهده موجی برون آید
جلو ریزی دهم گر گریه مستانه خود را ۵
نمی دانم کجا پیدا کنم چندان دل دعوی
بیارایم اگر از بهر او کاشانه خود را ۶
اسیر امشب نمی دانم چه گفتم یا چه ها کردم
دل دیوانه خود را دل دیوانه خود را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - گر یار در دل است عبث آرزو چرا
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - زوالی نیست دست پیشتر را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.