خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با معشوقه خود گفتوگو میکند و از عشق و علاقهاش به او میگوید. معشوقه با ناز و کرشمه پاسخ میدهد و شاعر از غربت و عشق خود شکایت میکند. در پایان، شاعر به نام قاسم اشاره میکند و از وضعیت ناخوشایند خود مینالد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و سبک شعری قدیمی ممکن است برای گروههای سنی پایین جذابیت یا درک آسانی نداشته باشد.
شماره ۳ - با گیل دلبر گفتم که: ای جان
با گیل دلبر گفتم که: ای جان
تی دوست داریم، تی بنده فرمان ۱
خندید چون گل و ز ناز می گفت :
هینی خوآندی، هینی و ساکان ۲
گفتم: غریبم و آنگاه عاشق
می دا نپرسی مسکین غریبان؟ ۳
دل تی غلامی، جان تی کمینه
خواوا و مفروش می دین و ایمان ۴
قاسم، چه تی روز، وا کوخ و وا شو
ناچار واخشت گیلان بگیلان ۵
تی دوست داریم، تی بنده فرمان ۱
خندید چون گل و ز ناز می گفت :
هینی خوآندی، هینی و ساکان ۲
گفتم: غریبم و آنگاه عاشق
می دا نپرسی مسکین غریبان؟ ۳
دل تی غلامی، جان تی کمینه
خواوا و مفروش می دین و ایمان ۴
قاسم، چه تی روز، وا کوخ و وا شو
ناچار واخشت گیلان بگیلان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - یا رب، این درد فراقا چه دوا شایه کدن
گوهر بعدی:شماره ۴ - قبله جان من تویی، گیل فرشته رنگ و بو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.