خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از عشق و ارادت به معشوق الهی سخن میگوید. شاعر نور یقین و راهنمای راه را ستایش میکند و بیان میکند که بدون او قادر به زندگی نیست. همچنین، از توبه و بازگشت به سوی دوست سخن میگوید و اشاره میکند که در این راه، بسیاری از یاران توبه کردهاند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به دانش و بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۶۷۵ - تو نور یقین آمدی و رهبر راهی
تو نور یقین آمدی و رهبر راهی
از نور جمالت نتوان گفت: کماهی ۱
عارف بگرفتست بیک حمله تجرید
از دولت دیدار تو از ماه بماهی ۲
بی تو نتوانم نفسی زیستن، ای دوست
ای نور دل و دیده، که پشتی و پناهی ۳
خاطر چه کند چون نکند توبه فراموش؟
چون رهبر راه آمدی و رهزن راهی ۴
چندان که دویدم بجز از دوست ندیدم
جز دوست ندیدم به جهان آمر و ناهی ۵
در زمره ما جمله سگان رهبر راهند
زاهد، تو رباهی و ندانم چه رباهی ۶
قاسم، همه یاران بره توبه برفتند
تو توبه کن از خویش، که تقصیر و گناهی ۷
از نور جمالت نتوان گفت: کماهی ۱
عارف بگرفتست بیک حمله تجرید
از دولت دیدار تو از ماه بماهی ۲
بی تو نتوانم نفسی زیستن، ای دوست
ای نور دل و دیده، که پشتی و پناهی ۳
خاطر چه کند چون نکند توبه فراموش؟
چون رهبر راه آمدی و رهزن راهی ۴
چندان که دویدم بجز از دوست ندیدم
جز دوست ندیدم به جهان آمر و ناهی ۵
در زمره ما جمله سگان رهبر راهند
زاهد، تو رباهی و ندانم چه رباهی ۶
قاسم، همه یاران بره توبه برفتند
تو توبه کن از خویش، که تقصیر و گناهی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۴ - تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
گوهر بعدی:شماره ۶۷۶ - در وصف جمال تو توان گفت که: ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.