خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عرفانی و عاشقانه، به ستایش معشوق الهی و درخواست دیدار او پرداخته است. شاعر از زیبایی و جلال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که وصف او را نمیتوان به زبان آورد. همچنین، تأکید بر اهمیت هوشیاری در مسیر عرفان و دوری از غفلت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر میباشد.
شماره ۶۴۰ - گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
گر شمس منیر آمدی، ار بدر تمامی
یک جرعه تصدق طلب از ساقی جامی ۱
در بیشه شیران همه شیران سرافراز
زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی ۲
جان بنده شاهیست، که آن شاه دل افروز
خورشید جهان را نپسندد بغلامی ۳
محبوب خدا، شیر دغا، احمد صادق
هم روی تو فرخنده و هم نام تو نامی ۴
نتوان بزبان وصف تو گفتن بتمامی
ای جان جهان، صدر امینی و امامی ۵
یک بار نقاب از طرف چهره برانداز
تا عاشق روی تو شود عارف و عامی ۶
قاسم ز غمت بیدل و بیچاره و مستست
نتوان صفت لطف تو گفتن به تمامی ۷
یک جرعه تصدق طلب از ساقی جامی ۱
در بیشه شیران همه شیران سرافراز
زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی ۲
جان بنده شاهیست، که آن شاه دل افروز
خورشید جهان را نپسندد بغلامی ۳
محبوب خدا، شیر دغا، احمد صادق
هم روی تو فرخنده و هم نام تو نامی ۴
نتوان بزبان وصف تو گفتن بتمامی
ای جان جهان، صدر امینی و امامی ۵
یک بار نقاب از طرف چهره برانداز
تا عاشق روی تو شود عارف و عامی ۶
قاسم ز غمت بیدل و بیچاره و مستست
نتوان صفت لطف تو گفتن به تمامی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۹ - زنهار! درین کوی بغفلت نخرامی
گوهر بعدی:شماره ۶۴۱ - هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.