خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف تجربیات خود در مواجهه با عشق، عرفان، و جامعه میپردازد. او از نور و جمال معشوق سخن میگوید، از تفاوتهای میان زاهدان و عاشقان یاد میکند، و به نقد جامعهای میپردازد که در ظاهر دیندار است اما از حقیقت غافل است. در نهایت، او به مقایسهای بین عقل و عشق اشاره کرده و از تفاوتهای میان صوفیان و اهل دل سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶۱۹ - مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
مرا از پرتو روی تو هر لمعه است دیداری
مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری ۱
اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهم
وگر نی در میان جان ببینی عقد زناری ۲
میان زاهدان رفتم، عجب افسرده دل قومی!
میان عاشقان رفتم، عجایب گرم بازاری! ۳
ببازار جهان رفتم، دل و جان را حرج کردم
بحمدالله که پیش آمد مرا ماهی خریداری ۴
یکی با عقل ترسیدن، یکی از عشق ورزیدن
نهاده حکمت و قدرت برای هریکی کاری ۵
هم مستند در دینی، همه کس غافل از مولی
که اندر شهر و در کوچه نمی بینم هشیاری ۶
مگو از صوفیان رسم و عادت پیش اهل دل
زمرد نیست چون مینا به پیش قاسمی، باری ۷
مرا از لمعه روی تو هر لمعه است انواری ۱
اگر مقبول درگاهم، امیرم، خسروم، شاهم
وگر نی در میان جان ببینی عقد زناری ۲
میان زاهدان رفتم، عجب افسرده دل قومی!
میان عاشقان رفتم، عجایب گرم بازاری! ۳
ببازار جهان رفتم، دل و جان را حرج کردم
بحمدالله که پیش آمد مرا ماهی خریداری ۴
یکی با عقل ترسیدن، یکی از عشق ورزیدن
نهاده حکمت و قدرت برای هریکی کاری ۵
هم مستند در دینی، همه کس غافل از مولی
که اندر شهر و در کوچه نمی بینم هشیاری ۶
مگو از صوفیان رسم و عادت پیش اهل دل
زمرد نیست چون مینا به پیش قاسمی، باری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۸ - وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری
گوهر بعدی:شماره ۶۲۰ - ای دوست، بگو باری تا: عزم کجا داری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.