خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و توصیف بزرگی و برتری او سخن میگوید. شاعر عشق را راهی بینهایت و پرچالش توصیف میکند و از معشوق به عنوان پادشاه عالم جان یاد میکند. همچنین، از ناتوانی خود در ستایش معشوق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۶ - ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
ای آفتاب روی ترا ماه مشتری
جانش مباد، هرکه کند از تو دل بری ۱
ای جام اگر ز باده نداری تو چاشنی
من بر کفت نگیرم، اگر کاسه زری ۲
این راه عشق شیوه انسست و هیبتست
مأمور عشق گردی، اگر خود غضنفری ۳
ای پادشاه عالم جان، دل نگاه دار
دل کشور تو گشت و تو سلطان کشوری ۴
راهیست بی نهایت و شیران در آن کمین
از سر سخن مگو، مگر این ره بسر بری ۵
اندر پناه عشق تو ایمن شدست دل
ای عشق، چاره ساز، که سد سکندری ۶
عاجز شد از ثنای تو قاسم بصد زبان
کز هرچه برتر آمد ازان نیز برتری ۷
جانش مباد، هرکه کند از تو دل بری ۱
ای جام اگر ز باده نداری تو چاشنی
من بر کفت نگیرم، اگر کاسه زری ۲
این راه عشق شیوه انسست و هیبتست
مأمور عشق گردی، اگر خود غضنفری ۳
ای پادشاه عالم جان، دل نگاه دار
دل کشور تو گشت و تو سلطان کشوری ۴
راهیست بی نهایت و شیران در آن کمین
از سر سخن مگو، مگر این ره بسر بری ۵
اندر پناه عشق تو ایمن شدست دل
ای عشق، چاره ساز، که سد سکندری ۶
عاجز شد از ثنای تو قاسم بصد زبان
کز هرچه برتر آمد ازان نیز برتری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۵ - جان نوروز و جان صد عیدی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۷ - ای عشق دل فروز، که شاه مظفری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.