خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات خودشناسی، عشق الهی، و دوری از مادیات میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از غفلت و بتپرستی دست بردارد و به سوی حق حرکت کند. همچنین، به مقایسهای بین عاقلان و عاشقان اشاره میشود و تأکید میکند که رسیدن به مقام معنوی نیازمند عشق و فداکاری است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیازمند بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی است. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۰۷ - چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
ببالا کی توانی شد؟ که پستی ۱
بدان، صوفی صاف، این مسئلت را:
ز ما دوری اگر از خود نرستی ۲
بسی با عاقلان همراه بودی
ولی با عاشقان کمتر نشستی ۳
اگر مردی، از این عهد برون آی
که اندر عهده روز الستی ۴
همه یاران بمنزلگه رسیدند
تو غافل مانده ای در بت پرستی ۵
چه بودت؟ چیست آخر؟ راست برگوی
چو دیگ عاشقان در غلغلستی ۶
بیا،قاسم، دل از اغیار بردار
توجه کن بحق، هرجا که هستی ۷
ببالا کی توانی شد؟ که پستی ۱
بدان، صوفی صاف، این مسئلت را:
ز ما دوری اگر از خود نرستی ۲
بسی با عاقلان همراه بودی
ولی با عاشقان کمتر نشستی ۳
اگر مردی، از این عهد برون آی
که اندر عهده روز الستی ۴
همه یاران بمنزلگه رسیدند
تو غافل مانده ای در بت پرستی ۵
چه بودت؟ چیست آخر؟ راست برگوی
چو دیگ عاشقان در غلغلستی ۶
بیا،قاسم، دل از اغیار بردار
توجه کن بحق، هرجا که هستی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۶ - چو با تست مقصود، هرجا که هستی
گوهر بعدی:شماره ۶۰۸ - السلام علیک، یا سندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.