خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و فلسفی از مولانا بیانگر سفر روحانی و جستجوی معنا در زندگی است. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند 'شاهباز' و 'غنچه پیکان صفت'، مخاطب را به تفکر درباره‌ی هدف وجود و ارزش‌های والای انسانی دعوت می‌کند. در پایان، شعر به تمجید از شخصی به نام 'قاسمی' می‌پردازد که با وقار و تمکین ظاهر شده است.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه‌ی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد که معمولاً در سنین پایین‌تر کمتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۵۹۹ - این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای

این شناسی که: از آن شهر و دیار آمده ای
لیک هرگز نشناسی بچه کار آمده ای؟ ۱

تو از آن منصب بیچون بمقام چه و چون
شاهبازی مگر از بهر شکار آمده ای؟ ۲

جوهر جان ترا نقد عیاری کم بود
بدرم خانه جان بهر عیار آمده ای ۳

هله! ای غنچه پیکان صفت خضر لباس
جانب گل شو و گل، کز ره خار آمده ای ۴

همچو مردان بدمی هر دو جهان را در باز
چون درین دیر فنا بهر قمار آمده ای ۵

سر و کار دو جهان در گرو کار تو شد
الله الله! که چه خوش بر سر کار آمده ای! ۶

آخر، ای جان گرامی، بچه نامت خوانم؟
صدر اعیانی و در صفه ما آمده ای ۷

تو بمعنی دو جهانی و جهانی دیگر
در ره صورت اگر زار و نزار آمده ای ۸

آن تمنای جهان عاشق توقیع تو شد
قاسمی، نیک بتمکین و وقار آمده ای ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹۸ - همه لذت، همه شهوت، همگی رد شده ای
گوهر بعدی:شماره ۶۰۰ - خطاب «لن ترانی » چیست؟ یعنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.