خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از دلهای عاشق میخواهد تا با عاشقان همخانه شوند، از عشق دیوانهوار سخن میگوید، و توصیه میکند که برای رسیدن به عشق حقیقی، باید از خودگذشتگی کرد و به دیوانگی در راه عشق تن داد. همچنین، اشارهای به مینوشی و مستی به عنوان نمادی از بیخودی در عشق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مینوشی و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
شماره ۵۶۸ - ای دل، اگر تو عاشقی، با عاشقان هم خانه شو
ای دل، اگر تو عاشقی، با عاشقان هم خانه شو
وندر میان عاشقان از عاشقی فرزانه شو ۱
گر بر کف جا می نهد، گرگوش می دارد بتو
چون آن کند، رو باده خور، چون این کند، دردانه شو ۲
منمای خود را با کسان، هم با کسان هم ناکسان
چون گنج بی پایان شوی، اندر دل ویرانه شو ۳
دایم خطاب آید ترا از بارگاه کبریا:
گر عشق میباید ترا، در کوی ما دیوانه شو ۴
ای دل بیا، گر عاشقی، گر عاشقی و صادقی
ور باده می باید ترا، رو جانب می خانه شو ۵
صد بار گفتم: ای حرون، گه از برون گاه از درون
در پیش شمع روی ما، گر عاشقی پروانه شو ۶
قاسم، چه می گویی سخن، از سر عشق «من لدن »؟
گر آشنای او شدی، از خویشتن بیگانه شو ۷
وندر میان عاشقان از عاشقی فرزانه شو ۱
گر بر کف جا می نهد، گرگوش می دارد بتو
چون آن کند، رو باده خور، چون این کند، دردانه شو ۲
منمای خود را با کسان، هم با کسان هم ناکسان
چون گنج بی پایان شوی، اندر دل ویرانه شو ۳
دایم خطاب آید ترا از بارگاه کبریا:
گر عشق میباید ترا، در کوی ما دیوانه شو ۴
ای دل بیا، گر عاشقی، گر عاشقی و صادقی
ور باده می باید ترا، رو جانب می خانه شو ۵
صد بار گفتم: ای حرون، گه از برون گاه از درون
در پیش شمع روی ما، گر عاشقی پروانه شو ۶
قاسم، چه می گویی سخن، از سر عشق «من لدن »؟
گر آشنای او شدی، از خویشتن بیگانه شو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۷ - دل شوریده را تمنا تو
گوهر بعدی:شماره ۵۶۹ - از لعل یار اگر شکری یافتی بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.