خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از ساقی و ناصح سخن می‌گوید. او از مستی و عشق الهی می‌سراید و از ملامت‌های ناصح بی‌اعتنایی می‌کند. شاعر به دنبال وصل به معشوق است و دنیا را در برابر عشق او بی‌ارزش می‌داند.

محتوا دارای مفاهیم عرفانی و پیچیده‌ای است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۲ - ای ساقی جان بخش ما،یک لحظه ما را بازجو

ای ساقی جان بخش ما،یک لحظه ما را بازجو
بحرست جام جان ما،ما را ز طرف جو مجو ۱

ناصح قیامت می کند در وعظ و ما حیرت زده
بس فارغیم از قول او، گو: هر چه می خواهی بگو ۲

ای ناصح، آخر تا بکی ما را ملامت می کنی؟
کس را بعالم غیر ما سنگی نیامد بر سبو ۳

دارد دلم دریوزه ای، بر خاک کویش بوسه ای
کز خاک کوی او شود روی مرا صد آبرو ۴

گفتم:«سیورم من سنی » گفتا :نه سانیر سن منی
گفتا: دو چشم روشنی: ای ترک مست تندخو ۵

ای ساقی باقی ما، جامی بمستان کن عطا
چون پیش ارباب صفا عالم نیرزد یک تسو ۶

آنجا که حق تنها بود، مستی ما یغما بود
قاسم، دگر چیزی مجو، چون یافتی او را باو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۱ - باده کهنه گیر و شیشه نو
گوهر بعدی:شماره ۵۶۳ - تو محیطی و دیگران همه جو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.