خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او از دل آشفتۀ خود، چشمان پر خون و جان پر درد میگوید و معتقد است که دیدار معشوق چنان ارزشمند است که هیچ بادهای با آن قابل مقایسه نیست. شاعر آرزوی دیدار یار را دارد و امیدوار است که این دعا به اجابت برسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند 'باده' و 'افیون' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۴۷ - دل آشفته دارم، چشم پر خون
دل آشفته دارم، چشم پر خون
تنم عورست و جانم گنج قارون ۱
بجانان آشنا شو، تا ببینی
میان گنج جان گنج فریدون ۲
ز عالم فتنه برخیزد بیک بار
چو بر دوش افگنی آن زلف میگون ۳
دلم آشفته گردد، عقل حیران
بدامانم بریزد اشک گلگون ۴
مراد عاشقان آن روی نیکوست
که هرچند روز افزون روزی افزون ۵
کسی کو مست آن دیدار باشد
چه جای باده نابست و افیون؟ ۶
دعای قاسمی دیدار یارست
بتشریف اجابت باد مقرون! ۷
تنم عورست و جانم گنج قارون ۱
بجانان آشنا شو، تا ببینی
میان گنج جان گنج فریدون ۲
ز عالم فتنه برخیزد بیک بار
چو بر دوش افگنی آن زلف میگون ۳
دلم آشفته گردد، عقل حیران
بدامانم بریزد اشک گلگون ۴
مراد عاشقان آن روی نیکوست
که هرچند روز افزون روزی افزون ۵
کسی کو مست آن دیدار باشد
چه جای باده نابست و افیون؟ ۶
دعای قاسمی دیدار یارست
بتشریف اجابت باد مقرون! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۶ - جگر گرمست و آهم سرد و دل خون
گوهر بعدی:شماره ۵۴۸ - ما را هوای باده نابست در درون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.