خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به اهمیت تلاش و کار برای دستیابی به موفقیت و زیباییهای زندگی اشاره میکند. شاعر بیان میکند که بدون تلاش و کوشش، هیچ چیز ارزشمندی به دست نمیآید و هر موفقیتی حاصل همکاری و زحمت جمعی است. همچنین، متن به نقش طبیعت و عوامل مختلف در ایجاد زیبایی و ثمرههای زندگی اشاره دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مفاهیم تلاش، همکاری و نقش طبیعت در زندگی ارتباط برقرار کنند.
روش آفرینش
سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت
که بی من، کس از چه ننوشیده آبی ۱
ز سعی من، این مرز گردید گلشن
ز گلبرگ پوشید گلبن ثیابی ۲
نیاسودم از کوشش و کار کردن
نصیب من آمد ایاب و ذهابی ۳
برآشفت بر وی طناب و چنین گفت
به خیره نبستند بر تو طنابی ۴
نه از سعی و رنج تو، کز زحمت ماست
اگر چهر گل را بود رنگ و تابی ۵
شنیدند ناگه درین بحث پنهان
ز دهقان پیر، آشکارا عتابی ۶
که آسان شمردید این رمز مشکل
نکردید نیکو سؤال و جوابی ۷
دبیران خلقت، درین کهنه دفتر
نوشتند هر مبحثی را کتابی ۸
اگر دست و بازو نکوشد، شما را
چه رای خطا و چه فکر صوابی ۹
ز باران تنها، چمن گل نیارد
بباید نسیم خوش و آفتابی ۱۰
بهر جا چراغی است، روغنش باید
بود کار هر کارگر را حسابی ۱۱
اگر خون نگردد، نماند وریدی
اگر گل نروید، نباشد گلابی ۱۲
یکی کشت تاک و یکی چید انگور
یکی ساخت زان سرکهای یا شرابی ۱۳
بکوه ار نمیتافت خورشید تابان
بمعدن نمیبود لعل خوشابی ۱۴
نشستند بسیار شب، خار و بلبل
که تا غنچهای در چمن کرد خوابی ۱۵
برای خوشیهای فصل بهاران
خزان و زمستان کنند انقلابی ۱۶
ز آهو دل، از مطبخی دست سوزد
که تا گردد آماده، روزی کبابی ۱۷
بسی کارگر باید و کار، پروین
در آبادی هر زمین خرابی ۱۸
که بی من، کس از چه ننوشیده آبی ۱
ز سعی من، این مرز گردید گلشن
ز گلبرگ پوشید گلبن ثیابی ۲
نیاسودم از کوشش و کار کردن
نصیب من آمد ایاب و ذهابی ۳
برآشفت بر وی طناب و چنین گفت
به خیره نبستند بر تو طنابی ۴
نه از سعی و رنج تو، کز زحمت ماست
اگر چهر گل را بود رنگ و تابی ۵
شنیدند ناگه درین بحث پنهان
ز دهقان پیر، آشکارا عتابی ۶
که آسان شمردید این رمز مشکل
نکردید نیکو سؤال و جوابی ۷
دبیران خلقت، درین کهنه دفتر
نوشتند هر مبحثی را کتابی ۸
اگر دست و بازو نکوشد، شما را
چه رای خطا و چه فکر صوابی ۹
ز باران تنها، چمن گل نیارد
بباید نسیم خوش و آفتابی ۱۰
بهر جا چراغی است، روغنش باید
بود کار هر کارگر را حسابی ۱۱
اگر خون نگردد، نماند وریدی
اگر گل نروید، نباشد گلابی ۱۲
یکی کشت تاک و یکی چید انگور
یکی ساخت زان سرکهای یا شرابی ۱۳
بکوه ار نمیتافت خورشید تابان
بمعدن نمیبود لعل خوشابی ۱۴
نشستند بسیار شب، خار و بلبل
که تا غنچهای در چمن کرد خوابی ۱۵
برای خوشیهای فصل بهاران
خزان و زمستان کنند انقلابی ۱۶
ز آهو دل، از مطبخی دست سوزد
که تا گردد آماده، روزی کبابی ۱۷
بسی کارگر باید و کار، پروین
در آبادی هر زمین خرابی ۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:روح آزرده
گوهر بعدی:زاهد خودبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.