خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق است، با تأکید بر فقر و خاکساری در برابر او، مستی از عشق، تحمل رنجها و جفاها، و اذعان به گناهکاری بدون شفاعت عرفان. همچنین، اشاره به دشمنی جهان با عاشق و اعلام دوستی و غمگساری برای معشوق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' و 'گناهکاری' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۴۸۸ - بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییم
بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییم
مدام مست می چشم پر خمار توییم ۱
اگرچه باده پرستیم، مست آن جامیم
اگرچه اشتر مستیم در قطار توییم ۲
اگر مسافر شوقیم با تو هم سفریم
وگر مجاور عشقیم در دیار توییم ۳
هزار تیغ جفا از تو بر جگر خوردیم
چه جای عذر؟ که صد بار شرمسار توییم ۴
هزار سجده اگر آوریم میدانیم
که بی شفاعت عرفان گناهکار توییم ۵
جهان چرا همه با ما بدشمنی برخاست؟
گناه ما بجزین نی که دوستدار توییم ۶
حبیب گفت بقاسم که: در سرای وجود
بهر غمی که فرستیم غمگسار توییم ۷
مدام مست می چشم پر خمار توییم ۱
اگرچه باده پرستیم، مست آن جامیم
اگرچه اشتر مستیم در قطار توییم ۲
اگر مسافر شوقیم با تو هم سفریم
وگر مجاور عشقیم در دیار توییم ۳
هزار تیغ جفا از تو بر جگر خوردیم
چه جای عذر؟ که صد بار شرمسار توییم ۴
هزار سجده اگر آوریم میدانیم
که بی شفاعت عرفان گناهکار توییم ۵
جهان چرا همه با ما بدشمنی برخاست؟
گناه ما بجزین نی که دوستدار توییم ۶
حبیب گفت بقاسم که: در سرای وجود
بهر غمی که فرستیم غمگسار توییم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۷ - ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۹ - بر سر راهم بدید و گفت:«هی سن کیم سن؟»
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.