خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او میپردازد. او از عشق، زیبایی، و تأثیر معشوق بر خود سخن میگوید و حالات مختلفی مانند شیدایی، حیرت، و مستی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۴۸۰ - تو جان و دل مایی، من وصف تو چون گویم؟
تو جان و دل مایی، من وصف تو چون گویم؟
بی چون و چرا گویم: در وصف تو چون گویم ۱
گه در طلب عشقت می افتم و می خیزم
گه از صفت حسنت می گریم و می مویم ۲
هر چند که بحرم من، نه جوی و نه نهرم من
من آ ب حیات، ای جان، از جام تو می جویم ۳
بویی ز سر زلفت آورد صبا ناگه
آشفته آن بویم، بر بوی تو می پویم ۴
سرگشته و سرگردان، در کوی تو، ای جانان
آشفته آن زلفم، دیوانه آن رویم ۵
ناصح، چه دهی پندم؟ نگشود از آن بندم
تو مست هوای خود، من مست می اویم ۶
قاسم ز تو حیران شد، در حلقه مستان شد
از دولت درد تو رخساره بخون شویم ۷
بی چون و چرا گویم: در وصف تو چون گویم ۱
گه در طلب عشقت می افتم و می خیزم
گه از صفت حسنت می گریم و می مویم ۲
هر چند که بحرم من، نه جوی و نه نهرم من
من آ ب حیات، ای جان، از جام تو می جویم ۳
بویی ز سر زلفت آورد صبا ناگه
آشفته آن بویم، بر بوی تو می پویم ۴
سرگشته و سرگردان، در کوی تو، ای جانان
آشفته آن زلفم، دیوانه آن رویم ۵
ناصح، چه دهی پندم؟ نگشود از آن بندم
تو مست هوای خود، من مست می اویم ۶
قاسم ز تو حیران شد، در حلقه مستان شد
از دولت درد تو رخساره بخون شویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۹ - ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۱ - چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.