خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن می‌گوید. او با وجود نصایح دیگران، راه عشق را برگزیده و از دردها و شادی‌های آن سخن می‌گوید. او به یار خود سوگند می‌خورد و از عشق بی‌پایان خود می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌هایی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۴۴ - جگر گر مست و دل گر مست و آه آتشین دارم

جگر گر مست و دل گر مست و آه آتشین دارم
خلاصی نبست جانم را، که عشقی در کمین دارم ۱

بحق روی چون ماهت، بحق زلف دلخواهت
که من در روز و شب مشتاق و رویی بر زمین دارم ۲

برو، ای ناصح رعنا، مکن دیگر نصیحت ها
که من از دولت عشقش طریق مستبین دارم ۳

قدحهای شراب لایزالی کم نمی گردد
سرم بر آستانست و قدح در آستین دارم ۴

مرا مفروش، ای سرکش، ببین در حال من خوش
که من از آتش عشق تو داغی بر جبین دارم ۵

برو، واعظ، مده پندم، که از پند تو در بندم
بجان تست سوگندم، که چشم راه بین دارم ۶

منال، ای قاسم مسکین، ز درد عاشقی چندین
که من از ناز در رقصم: که یار نازنین دارم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - عاشق یارم، بغیر یار ندارم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - از نایره شوقت در دل شرری دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.