خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربههای عرفانی و معنوی خود سخن میگوید، از ملاقات با خداوند و دریافت موهبتهای الهی مانند نور، جود و ودود. او از جدایی از دنیا و روی آوردن به یار و آزمایشهای روحانی خود میگوید و در نهایت به شکرگزاری و اعتراف به عظمت خداوند میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۳۵ - دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم
دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم
نوبت ملک لم یزل بر در کبریا زدم ۱
داد خدای ذوالمنن جان مرا مئی کزو
برمه و خور ز نور آن شعشعه صفا زدم ۲
خلعت جود یافتم، بار ودود یافتم
پیرهن وجود را پیش رخش قبا زدم ۳
دوست چو غمگسار شد، دل ز جهان کنار شد
روی بروی یار شد، بر دوجهان قفا زدم ۴
شکر، که یافتم عیان، دل ز برای امتحان
نقد صفات جان و دل بر محک و لا زدم ۵
چون که رسید از آن عطا جان و دلم بمنتها
از جذبات ارتقا لاف بمنتها زدم ۶
گفت که: قاسمی ترا، کس نشناخت غیر ما
از غلبات شکر او نعره «قل کفی » زدم ۷
نوبت ملک لم یزل بر در کبریا زدم ۱
داد خدای ذوالمنن جان مرا مئی کزو
برمه و خور ز نور آن شعشعه صفا زدم ۲
خلعت جود یافتم، بار ودود یافتم
پیرهن وجود را پیش رخش قبا زدم ۳
دوست چو غمگسار شد، دل ز جهان کنار شد
روی بروی یار شد، بر دوجهان قفا زدم ۴
شکر، که یافتم عیان، دل ز برای امتحان
نقد صفات جان و دل بر محک و لا زدم ۵
چون که رسید از آن عطا جان و دلم بمنتها
از جذبات ارتقا لاف بمنتها زدم ۶
گفت که: قاسمی ترا، کس نشناخت غیر ما
از غلبات شکر او نعره «قل کفی » زدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - سفر گزیدم و آهنگ آن جهان کردم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.