خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و سودای معشوق سخن میگوید و از ساقی میخواهد تا با دادن شراب گلگون، او را به وجد آورد. او به عهدی که با معشوق بسته وفادار است و دلش همواره با اوست، فارغ از اینکه مؤمن باشد یا بتپرست. شاعر همچنین به جستوجوی معشوق اشاره میکند و از فتنهانگیزی چشمهای او و آتشی که در جانش افروخته سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است و از استعارههایی مانند شراب و مستی استفاده شده که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۴۳۲ - من از سودای جانان نیم مستم
من از سودای جانان نیم مستم
بده، ساقی، می گلگون بدستم ۱
مرا جام آر، از آن خم دل افروز
که من این شیشها درهم شکستم ۲
خطایی ناید از من، یا رب، آمین
در آن عهدی که من با دوست بستم ۳
بهر حالی دلم با اوست دایم
اگر خود مؤمنم گر بت پرستم ۴
اگر جویای آن یاری بتحقیق
بجه از جو، که من از جوی جستم ۵
چو چشمش فتنه ای انگیخت ناگاه
هنوز اندر میان قرقشستم ۶
زناگه آتشی افروخت جانان
چو قاسم در میان مجمرستم ۷
بده، ساقی، می گلگون بدستم ۱
مرا جام آر، از آن خم دل افروز
که من این شیشها درهم شکستم ۲
خطایی ناید از من، یا رب، آمین
در آن عهدی که من با دوست بستم ۳
بهر حالی دلم با اوست دایم
اگر خود مؤمنم گر بت پرستم ۴
اگر جویای آن یاری بتحقیق
بجه از جو، که من از جوی جستم ۵
چو چشمش فتنه ای انگیخت ناگاه
هنوز اندر میان قرقشستم ۶
زناگه آتشی افروخت جانان
چو قاسم در میان مجمرستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۱ - سوی می خانه میکشی دستم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۳ - اگر بر خاک کویت گرد گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.