خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق و عشق سخن میگوید و از بیتفاوتی معشوق و رنج عاشقان مینالد. شاعر بیان میکند که عاشقان به حق در وصال غرقاند و لذت عشق را تنها کسانی درک میکنند که آن را تجربه کردهاند. در پایان، شاعر به دنبال نور توحید و حقیقت عشق در درون خود میگردد و نه در صفحات کتابها.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۰۷ - متمادی شدست یوم فراق
متمادی شدست یوم فراق
«کیف احوال؟ ایها العشاق » ۱
درد ما را مگر دوایی نیست؟
که تو بس فارغی و ما مشتاق! ۲
دل ریشم ز دوست مرهم یافت
مدعی ریش می کند ز نفاق ۳
عاشقان در وصال مستغرق
به هوس نی، ولی به استحقاق ۴
لذت عشق را نمی دانی
که نداری به هیچ گونه مذاق ۵
خیز، چون شب گذشت و روز آمد
نور توحید می کند اشراق ۶
قاسمی، سر عشق می طلبی؟
در دل خود طلب، نه در اوراق ۷
«کیف احوال؟ ایها العشاق » ۱
درد ما را مگر دوایی نیست؟
که تو بس فارغی و ما مشتاق! ۲
دل ریشم ز دوست مرهم یافت
مدعی ریش می کند ز نفاق ۳
عاشقان در وصال مستغرق
به هوس نی، ولی به استحقاق ۴
لذت عشق را نمی دانی
که نداری به هیچ گونه مذاق ۵
خیز، چون شب گذشت و روز آمد
نور توحید می کند اشراق ۶
قاسمی، سر عشق می طلبی؟
در دل خود طلب، نه در اوراق ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - بنادانان مگو سر حقایق
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.