خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، صفا، غم، وحدت وجود، و نقد زهد ریایی استفاده می‌کند. شاعر با بیان تصاویری مانند بادهٔ صاف، زلف یار، و کوه قاف، به مضامین عرفانی و احساسی می‌پردازد. همچنین، نقدی ظریف بر زاهدان ترسو و ریاکار دارد و بر وحدت در عشق و دین تأکید می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند باده و غم عشق نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰۵ - باده ام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف

باده ام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف
با سه صاف این چنین کس در نیاید در مصاف ۱

گفت مشاطه که: زلفش بافتم، حسنش فزود
زلف او از پر دلی در تاب شد، گفتا: مباف! ۲

ما ازین غمها نمی نالیم، ای جان و جهان
غم چو سیل لاابالی، جان ما چون کوه قاف ۳

گر ترا فرصت بود اندر میان عاشقان
خویشتن را بازیابی در میان لام و کاف ۴

یک سخن بشنو، اگر در راه دین داری دلی
چون یکی باشد همه، پس از چه باشد اختلاف؟ ۵

زاهدا، ما را چه ترسانی؟ چو خود ترسیده ای
آخر این شمشیر چوبین چند داری در غلاف؟ ۶

گر بگویم حال قاسم چیست در هجران دوست؟
غرق خون دل شود این کوه سنگین تا بناف ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۴ - واردات عاشقان کز عشق می آید بگوش
گوهر بعدی:شماره ۴۰۶ - بنادانان مگو سر حقایق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.