خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مناسبت عید و شروع ماه نو سروده شده و از مفاهیمی مانند عشق، مینوشی، و عرفان سخن میگوید. شاعر از عیبجویی و خودفروشی انتقاد میکند و بر اهمیت تلاش و پاکدستی تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی، انتقادهای اجتماعی، و اشاره به مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
شماره ۴۰۱ - بر کنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
بر کنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
عاشقان را مژده ایام عید آمد بگوش ۱
ماه نو را بر فلک دانی قران بهر چه بود؟
عید شد، یعنی ز جام زر شراب لعل نوش ۲
می فروشی، هر چه هست، از خودفروشی بهترست
چند عیب می فروشان می کنی ای خودفروش؟ ۳
پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنر
گر نیاری پاک شستن عیبشان، باری خموش! ۴
هرزه گویی و جهان گردی نه کار عارفست
کیست عارف؟ رهرو بنشسته، سر تا پا بهوش ۵
گر چه نتوانی بکوشش دامن مردان گرفت
کاهلی بگذار و چندانی که بتوانی بکوش ۶
عاشقان را مژده ایام عید آمد بگوش ۱
ماه نو را بر فلک دانی قران بهر چه بود؟
عید شد، یعنی ز جام زر شراب لعل نوش ۲
می فروشی، هر چه هست، از خودفروشی بهترست
چند عیب می فروشان می کنی ای خودفروش؟ ۳
پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنر
گر نیاری پاک شستن عیبشان، باری خموش! ۴
هرزه گویی و جهان گردی نه کار عارفست
کیست عارف؟ رهرو بنشسته، سر تا پا بهوش ۵
گر چه نتوانی بکوشش دامن مردان گرفت
کاهلی بگذار و چندانی که بتوانی بکوش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - خواجه مستست، ببین در سر و در دستارش
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - بنده از دوست سئوالی بصفا کردم دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.