خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا، شور و شوق عشق الهی و حضور در وحدت را توصیف میکند. شاعر از عشق به معشوق (خدا) سخن میگوید و از ترس دوری از این عشق مینالد. او از نمکدان بودن معشوق و شورانگیزی جهان به واسطه او یاد میکند و اشارهای به «اناالحق» منصور حلاج دارد. در پایان، مستی عرفانی و بیخودی در عشق را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص مانند «اناالحق» یا استعارههای پیچیده (مانند باز و عصفور) ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفی دارد.
شماره ۳۸۳ - پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور
پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور
در نهان خانه وحدت همه نورست و سرور ۱
بر سر راه تولا همه شادی و طرب
در بیابان تمنا همه حسبان و غرور ۲
شادمانم که بکوی تو گذر خواهم کرد
ترسم از عشق که گوید که: ازین درگه دور! ۳
بس عجب مانده ام، ای جان و جهان، در صفتت
که تو کان نمکی وز تو جهانی در شور ۴
چه عجب باشد اگر صید تو گردد دلها؟
عشق چون باز نجیب آمد و جانها عصفور ۵
خوش «انالحق » گو و بر دار سلامت بر شو
چون کشیدی تو ازین جام شراب منصور ۶
قاسم از جام تو مستست و خراب افتادست
که بهش باز نیاید بگه نغمه صور ۷
در نهان خانه وحدت همه نورست و سرور ۱
بر سر راه تولا همه شادی و طرب
در بیابان تمنا همه حسبان و غرور ۲
شادمانم که بکوی تو گذر خواهم کرد
ترسم از عشق که گوید که: ازین درگه دور! ۳
بس عجب مانده ام، ای جان و جهان، در صفتت
که تو کان نمکی وز تو جهانی در شور ۴
چه عجب باشد اگر صید تو گردد دلها؟
عشق چون باز نجیب آمد و جانها عصفور ۵
خوش «انالحق » گو و بر دار سلامت بر شو
چون کشیدی تو ازین جام شراب منصور ۶
قاسم از جام تو مستست و خراب افتادست
که بهش باز نیاید بگه نغمه صور ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۲ - اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
گوهر بعدی:شماره ۳۸۴ - در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.