خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، با بهرهگیری از تصاویر شاعرانه و نمادین، به توصیف عشق، جذبههای روحانی، و حالات معنوی میپردازد. شاعر از بوی سنبل، نور تجلی الهی، و حضور یار گرانمایه سخن میگوید و در عین حال از جفاها و آشوبهای عشق نیز یاد میکند. در پایان، حیرانی و سرگشتگی خود را در کوی یار بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شاعرانه نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۳۴۴ - بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید ۱
عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت:
بر حذر باش! که آشوب و بلا می آید ۲
عالم از نور تجلی الهی پر شد
از دم ویس قرن بوی خدا می آید ۳
جان فدای رخ آن یار گرانمایه، که او
بر سر صفه مستان بصفا می آید ۴
حکمتی هست در این حال بگویم: که مدام
تیر دلدوز تو بر سینه ما می آید ۵
هر جفایی که کنی بر دل بیچاره من
از جفاهای توام بوی وفا می آید ۶
دوش آشفته بکوی تو رسیدم گفتند:
قاسم بیدل حیران ز کجا می آید؟ ۷
خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید ۱
عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت:
بر حذر باش! که آشوب و بلا می آید ۲
عالم از نور تجلی الهی پر شد
از دم ویس قرن بوی خدا می آید ۳
جان فدای رخ آن یار گرانمایه، که او
بر سر صفه مستان بصفا می آید ۴
حکمتی هست در این حال بگویم: که مدام
تیر دلدوز تو بر سینه ما می آید ۵
هر جفایی که کنی بر دل بیچاره من
از جفاهای توام بوی وفا می آید ۶
دوش آشفته بکوی تو رسیدم گفتند:
قاسم بیدل حیران ز کجا می آید؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - بانگ مستان خرابات فنا می آید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - بوی عشق از نفس باد صبا می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.