خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با زبانی عاشقانه و عارفانه، به موضوعاتی مانند عشق، شراب، عرفان و انتقاد از زاهدان و صوفیان ظاهربین میپردازد. شاعر از عشق و مستی به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد میکند و در مقابل، ریاکاری متظاهران به دین را نکوهش مینماید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۱۵ - ساقیا،نور صبح روی نمود
ساقیا،نور صبح روی نمود
باده در جام کن به نغمه عود ۱
گر دهد درد سر توان کردن
محتسب را بجرعه ای خشنود ۲
چون نمود آن نگار روی بمن
من چه گویم مرا چه روی نمود؟ ۳
دین ارباب عقل دانش و خیر
مذهب اهل عشق محو وجود ۴
بنعیم جهان فرو ناید
سر رندان عاقبت محمود ۵
زاهدان مست ورد و اورادند
عاشقان در شهود مست ودود ۶
چون دویی از میانه بردارند
جز یکی نیست شاهد و مشهود ۷
آه ازین واعظان خانه سیاه!
داد ازین صوفیان جامه کبود! ۸
چشم او قصد جان قاسم کرد
یاد مستان که داد باز سرود؟ ۹
باده در جام کن به نغمه عود ۱
گر دهد درد سر توان کردن
محتسب را بجرعه ای خشنود ۲
چون نمود آن نگار روی بمن
من چه گویم مرا چه روی نمود؟ ۳
دین ارباب عقل دانش و خیر
مذهب اهل عشق محو وجود ۴
بنعیم جهان فرو ناید
سر رندان عاقبت محمود ۵
زاهدان مست ورد و اورادند
عاشقان در شهود مست ودود ۶
چون دویی از میانه بردارند
جز یکی نیست شاهد و مشهود ۷
آه ازین واعظان خانه سیاه!
داد ازین صوفیان جامه کبود! ۸
چشم او قصد جان قاسم کرد
یاد مستان که داد باز سرود؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - سرمایه سعادت ما در دیار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.