خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر درد دوری از معشوق و امید به وصال اوست. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعت و تشبیهات زیبا، احساسات خود را بیان میکند و بر این باور است که تنها عاشقان و اهل دل میتوانند درد او را درک کنند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۵ - مرا اگر تو ندانی حبیب می داند
مرا اگر تو ندانی حبیب می داند
دوای درد دلم را طبیب میداند ۱
صفیر ما نشناسی،که زاهد خشکی
لسان فاخته کبک نجیب می داند ۲
شراب عشق بر آشفتگان مجنون ریز
بر غم خواجه،که خود را لبیب میداند ۳
مگو ز بوی گل و یاسمین بپیش جعل
که از لطافت گل عندلیب میداند ۴
مگو ز بوی گلستان بپیش آن جعلی
که بوی حنظله را نشر طیب میداند ۵
مرا بوعده وصلش حیات داد حبیب
که دوست نوبت مرگ رقیب میداند ۶
همیشه وصل تو قاسم به جان و دل طلبد
که این دعا به اجابت قریب میداند ۷
دوای درد دلم را طبیب میداند ۱
صفیر ما نشناسی،که زاهد خشکی
لسان فاخته کبک نجیب می داند ۲
شراب عشق بر آشفتگان مجنون ریز
بر غم خواجه،که خود را لبیب میداند ۳
مگو ز بوی گل و یاسمین بپیش جعل
که از لطافت گل عندلیب میداند ۴
مگو ز بوی گلستان بپیش آن جعلی
که بوی حنظله را نشر طیب میداند ۵
مرا بوعده وصلش حیات داد حبیب
که دوست نوبت مرگ رقیب میداند ۶
همیشه وصل تو قاسم به جان و دل طلبد
که این دعا به اجابت قریب میداند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - حالت جان مرا پیر مغان میداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.