خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، وصال، هجران، و الهام الهی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و شادی دیدار میگوید و از عشق به معشوق (که میتواند هم زمینی و هم الهی باشد) سخن میراند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم دینی مانند هادی اسلام و الهام الهی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۹۱ - ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد
ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد
جان بیمار مرا وقت سر انجام آمد ۱
روی بنمود و همه کفر جهان را بزدود
شاد باشید که آن هادی اسلام آمد ۲
واعظ ما هوس صحبت مستان دارد
در ببندید که آن عام کالانعام آمد ۳
آخر،ای دوست،نظر کن بدل خسته من
مدت هجر شد و نوبت انعام آمد ۴
دانه خال ترا دید دلم حیران گشت
عاقبت در هوس دانه این دام آمد ۵
دل ز آغاز هوا های ترا میورزید
شکر چون عاقبت کار بانجام آمد ۶
خاطر قاسم بیچاره نکو خواهد شد
کز پی وسوسه ها نوبت الهام آمد ۷
جان بیمار مرا وقت سر انجام آمد ۱
روی بنمود و همه کفر جهان را بزدود
شاد باشید که آن هادی اسلام آمد ۲
واعظ ما هوس صحبت مستان دارد
در ببندید که آن عام کالانعام آمد ۳
آخر،ای دوست،نظر کن بدل خسته من
مدت هجر شد و نوبت انعام آمد ۴
دانه خال ترا دید دلم حیران گشت
عاقبت در هوس دانه این دام آمد ۵
دل ز آغاز هوا های ترا میورزید
شکر چون عاقبت کار بانجام آمد ۶
خاطر قاسم بیچاره نکو خواهد شد
کز پی وسوسه ها نوبت الهام آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - دمید صبح سعادت،که یار باز آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - آخر،ای شوخ جهان،عشوه گری با ما چند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.