خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق بر جان و دل اشاره دارد. شاعر از سوز و شور عشق، فنا در راه معشوق، و تفاوت میان زاهد و عارف سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند جمال، نور، و راه اعتدال در عرفان یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به دانش ادبی و عرفانی پایه نیاز دارند.
شماره ۲۰۸ - ذکر جمیل یار جهان را فرو گرفت
ذکر جمیل یار جهان را فرو گرفت
عالم گرفت، لیک بوجه نکو گرفت ۱
جان نکته ای شنیداز آن حسن بر کمال
سوزی زدل برآمد و شوری درو گرفت ۲
فارغ شد از سلامت و راه فنا گزید
هر دل که با ملامت عشق تو خو گرفت ۳
روشن شد از لوامع اشراق آن جمال
آن پرتوی که نیر خورشید ازو گرفت ۴
می خواند گل ز وصف جمال تو آیتی
عشقت چه نکتها که برو رو برو گرفت؟ ۵
اوصاف یار عشق نخست از خرد شنید
اول ازو شنید و بآخر برو گرفت ۶
اندر میان این همه رندان باده نوش
جم بود خال آدم و جام جم او گرفت ۷
دانی میان زاهد و عارف چه فرق بود؟
این راه اعتدال گزید، آن علو گرفت ۸
قاسم میان خاک در شاهوار یافت
چون باز یافت باز ره جست و جو گرفت ۹
عالم گرفت، لیک بوجه نکو گرفت ۱
جان نکته ای شنیداز آن حسن بر کمال
سوزی زدل برآمد و شوری درو گرفت ۲
فارغ شد از سلامت و راه فنا گزید
هر دل که با ملامت عشق تو خو گرفت ۳
روشن شد از لوامع اشراق آن جمال
آن پرتوی که نیر خورشید ازو گرفت ۴
می خواند گل ز وصف جمال تو آیتی
عشقت چه نکتها که برو رو برو گرفت؟ ۵
اوصاف یار عشق نخست از خرد شنید
اول ازو شنید و بآخر برو گرفت ۶
اندر میان این همه رندان باده نوش
جم بود خال آدم و جام جم او گرفت ۷
دانی میان زاهد و عارف چه فرق بود؟
این راه اعتدال گزید، آن علو گرفت ۸
قاسم میان خاک در شاهوار یافت
چون باز یافت باز ره جست و جو گرفت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - ناگهان در تاخت عشقت، ملک جان یغما گرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.