خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا جلالالدین بلخی است که بر وحدت وجود و یگانگی همه چیز در عشق الهی تأکید دارد. شاعر بیان میکند که در نگاه عاشق، تفاوتهای ظاهری مانند خرقه و زنار، کعبه و خمار، یا خانه و بازار از بین میرود و همه چیز یکی است. او همچنین به تجربههای عرفانی مانند دیدار خدا و وحدت عشق و معشوق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۲ - عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
ساکن کوی ترا کعبه و خمار یکیست ۱
هرکه دیدار خدا دید، مسلم دارد
که بتحقیق و یقین دیده و دیدار یکیست ۲
همه جا، از همه رو، روی نماید لیکن
همه جا، از همه رو، آن بت عیار یکیست ۳
تو بهر شش غلطی، خواجه، که در خلوت یار
عشق و عاشق، می و ساقی، دل و دلدار یکیست ۴
مانعی نیست درین راه، دل خود باز آر
تا ببینی بیقین خانه و بازار یکیست ۵
یا رب، آن چه حالیست؟ که منصور مدام
بر سر دار همی گفت که: دردار یکیست ۶
قاسم از کثرت و ظلمت چو برون رفت تمام
گفت: «قد اقسم بالله » که انوار یکیست ۷
ساکن کوی ترا کعبه و خمار یکیست ۱
هرکه دیدار خدا دید، مسلم دارد
که بتحقیق و یقین دیده و دیدار یکیست ۲
همه جا، از همه رو، روی نماید لیکن
همه جا، از همه رو، آن بت عیار یکیست ۳
تو بهر شش غلطی، خواجه، که در خلوت یار
عشق و عاشق، می و ساقی، دل و دلدار یکیست ۴
مانعی نیست درین راه، دل خود باز آر
تا ببینی بیقین خانه و بازار یکیست ۵
یا رب، آن چه حالیست؟ که منصور مدام
بر سر دار همی گفت که: دردار یکیست ۶
قاسم از کثرت و ظلمت چو برون رفت تمام
گفت: «قد اقسم بالله » که انوار یکیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.